تبليغاتX
پرواز کن... -
خوشا پر کشیدن. خوشا رهایی .خوشا اگر نه رها زیستن مردن به رهایی این پرنده درین قفس تنگ نمی خواند


عطيه جانم بيدار شو.خوابيدي؟وقت امتحاناست.مگه ديگه نمره هاي بالا نمي خواي؟

هنوزم بهترين نمره ها مال توست.

عطيه جانم جزوه هات دستمه.سالم سالم.تا نخورده.

عطيه جانم مگه قرار نبود واسه تولدم با هم باشيم؟مگه نگفتي خوش ميگذرونيم؟

عطيه جانم بچه ها ميگن نيستي.ميگن رفتي.من كه باور نكردم.

هنوز دانشگاه نرفتم.فردا با سارا ميرم.نه واسه پارچه ي سياه زدن.

نميام كه واست مراسم بگيريم.ميام پارك روبرو.توي چمن.منتظرمي؟نه؟

عطيه جانم مگه نگفتي بريم دربند؟

بيدار شو.مگه نگفتي واسه ارشد بخونيم؟ 

عطيه جانم پاشو بريم تجريش.اين بار با همشون دعوا مي كنيم.

عطيه جانم پاشو بريم بستني بخريم.اين بار باهات ميام.قول ميدم

عطيه جانم مگه نگفتي چه حيف دير با هم دوست شديم؟

مگه نگفتي قدر همو بدونيم؟من قدرتو ميدونم به خدا.من دوستتم.تو فقط بيدار شو.

چرا بايد پرواز لعنتي رو به خاطر سپرد.؟؟؟؟؟؟؟

چرا پرنده مردنيست؟؟؟؟؟؟

 

 

نوشته شده توسط کیانا کمالیها در ساعت 14:43 | لینک  |