درس اول:
به هیچ کس اعتماد نکن
-نمی دونم این مطلب از کیه و مال کدوم کتابه اگه کسی می دونه لطفا" بگه .توی یه تله تئاتر از شبکه ۴ شنیدم جالب بود اینجا اوردم
بر می خیزد و می گوید
نه .
دیگر بس است
"البر کامو"
بیشه را خالی ز شیران بینمت
خاک تو گر رفت جان من مباد
زنده بر این بوم و بر یک تن مباد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه ميتوانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است
در طول روز کلی نگاههای مردسالارانه رفتارهای مردسالارانه فیلمهای مردسالارانه حتی پیامهای بازرگانی مردسالارانه میبینم و حسابی اه میکشم ولی تازگیا چیزایی می بینم و میشنوم که بد جوری حالمو گرفته.نمی دونم یا دنیای من زیادی سفید و کودکانه بوده یا دنیا زیادی زشت و سیاهه.شایدم به قول یکی از دوستام من زیادی سخت می گیرم.
این واقعا" واسه من زجراوره که یکی منو واسه خودم نخواد.واسه من با احساس. افکار. عقاید و شخصیت متفاوت.این زجراوره که یکی منو واسه جسمم بخواد.واسه دختر بودنم بخواد.یعنی هر کی می خوای باش فقط دختر باش.این خیلی خیلی زجراوره و باعث میشه که بخوام فریاد بزنم و بگم :
خدایا چرا من دخترم؟؟؟؟؟؟؟
اره واقعییته.مردا اینجورین.نمی دونم شایدم توجیهی که میارن درسته و افرینششون اینجوریه.هر چی که هست چند روزی بدجوری اعصاب منو به هم ریخته.
نفرینتان نمی کنم بمیرید
حتی نفرینتان نمی کنم که زنده بمانید
نفرینتان می کنم که زن باشید و بفهمید
